X
تبلیغات
زولا

استاد مشاورم تهرانه. 

به دکتر(استاد راهنما و مدیر گروه) گفتم: دکتــــــــــــــر؛ نمیشه یه کارگاه بزارید دکتر غلامی بیان مشهد؛ بعدش ما (من و دوستم) سوالامونو بپرسیم؟! وقت تهران رفتنو نداریم  

دکتر:  بااااشه؛ چی دوست داری؟! چی میتونه؟! 

من: گفتن تو فلان و فلان و...اینا توانایی دارن 

دکتر: خب بگو برای متا آنالیز بیاد! 

من: آخر هفته خوبه؟ 

دکتر:  میااااد؟ وقت داره؟! باشه! نگران پولش نباش! آماده است!!! 

من:  

و امروز کارگاه بود. دیروز هم دکتر غلامی از کله سحر تو گروه بود تا کله ظهر جهت رفع اشکال 

دکتر مجبور شد ۶۰۰ هزار بابت این کارگاه مصلحتی( و البته عالی) بپردازه و این کارو کرد. 

خدا واقعا اینجور استادارو در جامعه ی دانشگاهی نگه داره که خیلی جیگر طلان! اصلن عشق؛ عزیز؛ بابا؛ مهربون؛ دلسوز ... 

 

پ.ن: پذیرایی هم که هیچوقت کم نمیذاره! بعد هر کارگاه ناهار میریم رستوران! شیرنی و انواع میوه و بستنی و چای و نسکافه هم که فراوون! کلا مجلسی داریم ما 

اونم رایگان! 

 

پ.ن: خدا اینجور کارگاها رو هم زیاد کنه برا همه؛ الهی آمین 

 

پ.ن: همه چی ناآرومه    اما



تاریخ : جمعه 20 اردیبهشت‌ماه سال 1392 | 21:27 | نویسنده : طراوت | نظرات (4)
.: Weblog Themes By VatanSkin :.