X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان

یه پسر عمو دارم 

ببخشید خب خیلی باحاله این بشر آخه 

اسمش پویاست. ۳-۴ سالشه. 

به داداش میگه جاجاش!! برای همین معروف شده به جاجاش :دی 

چون خونشون دو تا خونه اونورتره؛ گاهی میریم دنبالش که بیاد و یکم چل چلی کنه برامون دلمون باز شه 

۵ شنبه اومده با یه عشوه ای میگه : من فردا میخوام برم مهد کوکک!(همون مهد کودک!)  

منم با عشوه گفتم: اِهِکی! فردا که تعطیله!! 

یه نگا کرد و یه خورده فکر کرد؛ بعد دوباره با عشوه گفت: ولی من مییییییرم!!(مدلش شبیه این بود که داره پُز میده!) 

 

دیشب رفتم دنبالش میگم بیا خونمون. میگه: منم نیمیام!! کلن جمله بندیش بر فناست:)  

 

به ح میگه خ! یه سری از جملات دلکش پویا: دیشب جاجاشم گفت خمبگر(همبرگر) بخور! یا چرا رو فرش با کفش می آیی؟! یا دیشب ظهر؛ ما خوابیدیم تو خونه مون!!! 

کلا تمام کاراشو دیشب انجام میده =))

 

دو سه ماه پیش از خونه فرار کرد! بعد رفته یه پلیس پیدا کرده که بره بغلش و بهش آدرس بده. آخرشم به هدف شومش رسید! ولی جون باقیه رو درآورد 

 



تاریخ : پنج‌شنبه 23 خرداد‌ماه سال 1392 | 09:43 | نویسنده : طراوت | نظرات (10)
.: Weblog Themes By VatanSkin :.