X
تبلیغات
رایتل

امشب همه رفتن عروسی و من مث یه دختر خووووب؛ نشستم تو خونه و کنج عزلت گزیدم تا بتونم پایان نامه رو تا آخر شب برای داوران محترم و محترمه ارسال کنم(

مامان جان تا از این تصمیم ناگهانی من مطلع شدند؛ اینجانب را به رگبار عصبانیت خویش متصل کردند و بنده هم تا جا داشت مستفیذ شدم!! 

ولی از اونجایی که قیافم خیلی شبیه انیشتن* شده بود و گواهی بود از حجم بالای کارهام؛ بعد از یک ساعت مامان خانوم که انگار به انبوهی از عذاب وجدان قلمبه دچار شده بودند؛ با بنده تماس گرفتند که فلانی اشکال نداره نیومدی! اصلا عروسی خوبی نیست! بشین حسابی رو کارت تمرکر کن که تموم بشه دیگه!( و احتمالا در دل میگفتند: این کار تو تمومی نداره! ۱۰ ماهه داری روش کار میکنی؛ برو بابا!

 

امشب چه شبی ی ی ست؛ شبه مراد است امشب... 

 

* موهام مثل انیشتن شده



تاریخ : چهارشنبه 29 خرداد‌ماه سال 1392 | 23:46 | نویسنده : طراوت | نظرات (7)
.: Weblog Themes By VatanSkin :.