X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی

یکی دو روزه که اومدم خونه

دوران دانشجویی تموم شد 

کارتمو پانچ کردن و قراره مدرکمو بدن زیر بغلم و بگن برو فی امان الله! 

چقدر خنک! 

فکر کن سه سال دویدیم و دویدیم برای برگزاری یه جلسه ی الکی که توش نمره بدن و بعد همه قیام کنن و یکی با صدای بلند بگه: خانوم ... شما با نمره ی فلان، از همین الان فارغ التحصیل می شوید!! به شما تبریک میگوییم! 

بعدشم بدو دنبال کارای فراغ التحصیلی و در نهایت بیا بشین تو خونه!! 

خب البته این دوران برای من هم علم داشت و هم شادی. هر با افراد مختلفی آشنا شدم که تجربه امو تو همه ی موارد زیاد کرد. 

ولی به قول سهراب، زندگی شاید آب تنی کردن در حوضچه ی اکنون است... 

و من دوست دارم از اکنون، خیلی خوب استفاده کنم. خیلی مفرح، خیلی متفاوت ... 

اما خب کنکور بعدی تو راهه 

البته کار هست و میتونم برم سراغش، ولی خب نمیدونم این چه فرهنگ اشتباهیه تو جامعه(که خودمم مبتلاشم) که فقط باید یه سره بری بالا تا دکترا! تو رشته ی من موقعیت کاری تو دکترا خیلی خوب میشه، شاید دلیل اصلیم هم همینه، ولی ... 

شدیدا یه تنوع دوست دارم. 

شاید اگر یه شهر متفاوت قبول شم، بشه یه تنوع زیبا تو زندگیم  

من بعد کنکور میخوام بار و بندیلمو ببندم و برم سفر! برم کدوم شهر؟  

+ شیراز که رو شاخشه! لاهیجان هم میرم، ممول دعوت کرده!



تاریخ : پنج‌شنبه 27 تیر‌ماه سال 1392 | 15:18 | نویسنده : طراوت | نظرات (6)
.: Weblog Themes By VatanSkin :.