X
تبلیغات
زولا

دو روز پیش گوشیمو له کردم. گذاشته بودمش رو زمین، عقب عقب اومدم تا یه پارچه ای رو جمع کنم و اصن متوجه اون بیچاره نشدم. له له شد! طوری که دیگه تصویرش دیده نمیشد(صفحه نور نداشت) و حتی صدای کلیکی که همیشه میداد، دیگه نمیداد L

گوشیم که له شد یاد جوجه ام افتادم که سالیان پیش له شد! اون حیوونی یه جوجه طلایی کوچولو و فنچول بود. خیلی هم با نمک. تو آشپزخونه داشت دنبال من میدوید که پوریا متوجه اش نشد و له ش کرد! حیوونی از ترس صداش بند اومده بود. یکمی هم لنگ شد! صداش شده بود مث خروس بلادونا :)))

این قضیه ی جوجه ام منو یاد خروس بلی انداخت. یه خروس پلاستیکی بامزه با گردن دراز و پرهای ریخته رو تصور کن که وقتی فشارش میدی صدای قوقولی قوقو داره! ولی از نوع سرماخورده و داغوووون که فقط باید تا یه ساعت دلتو بگیری و بخندی. فکر کنم تو یه پست ازش یاد کردم قبلنا! یادمه صداشو ضبط میکردیم که تو وبلاگ بزاریم بعد گوش میدادیم، میدیدیم خیــــــــــــــلی ضایعس!! بعد کر کر میخندیدیم و دوباره ضبط میکردیم :D آخرشم فکر نکنم صداشو تو اون پست که اسمشو هم یادم نیست، گذاشته باشیم، چون صداش واقعا ضایع بود :P

خلاصه اینکه فردا صبح اگه فرصت شد باید برم گوشیمو از تعمیر بگیرم. امیدوارم برگردوندنش به این دنیا، هزینه ی هنگفت برام نذاشته باشه.

این طولانی شدن پست منو یاد خاطره تعریف کردن هلیا، یکی از دوستام، انداخت. اومد بگه که داییش به زن داییش میگه شبیه سوسانو شده!(همون فیلم کره ایه) بعد شروع کرد از تصمیمش برای رفتن به خونه ی داییش و این که زن داییش ماکارانی درست کرده برای شام و همه دلدرد شدن و ... گفت تا اینکه یهو رسید به آخر ماجرا که بالاخره فهمیدیم این همه داستان برای این بود که بگه زن داییش شبیه سوسانو هست :)))

پر حرفی شد ببخشید



تاریخ : دوشنبه 25 شهریور‌ماه سال 1392 | 00:08 | نویسنده : طراوت | نظرات (7)
.: Weblog Themes By VatanSkin :.