پویا رو که یادتونه؟ هون پسر عموی کوچولوی بامزه که همه ی کلمه هارو غلط غلوط میگه!

چند وقت پیش که دوباره کوله پشتیشو پر از خرت و پرت کرده بود و اومده بود خونمون، برای یکی از عروسک های اسطوره اش لباس دوزیده بود(به قول خودش)، بعد میگفت لباس زرهی تنش کردم. یه چند روز پیش که اومد دیگه لباس اون عروسکه تنش نبود! میگفت آخه گرمش شده بود!

چقدر دنیای بچه ها عجیبه!




تاریخ : پنج‌شنبه 23 آبان‌ماه سال 1392 | 11:41 | نویسنده : طراوت | نظرات (2)
.: Weblog Themes By VatanSkin :.