X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان

چهار  روزه که دوباره برگشتم تهران و دوباره روز از نو روزی از نو

البته خب ایندفه با دفعات قبل فرق می نماید ازین جهت که قراره از فردا صبح یا نه از شنبه، یا شایدم از اول مهر من خیلی درس بخونم و سعی کنم بچه ی خوبی باشم

ینی قول دادماااااا! با خینِ خود نِبِشتم!

خب البته ظهر داشتم با خودم فکر میکردم که از اول مهر من کلاس زبان خفن هم قراره برم! دو تا کلاس خفن هم با یک استاد خفن ناک تو دانشگاه دارم، بعد خفن ترین استاد رشته مون که پدرجد همه ی این استادای کشور هم هست، دیروز به من گفت تو از اول مهر باید کلاسای حل تمرین فلان درس منو اداره کنی!! و من هم خب مسلما باید شدیدا مشتاق بشم ( چون حق ندارم غیر از این باشه). بعد دو جلسه در هفته هم قراره بریم تو کلاسای دکتر خفن زاده، که یکی از خفن ترین استادای گروه آمار فلان دانشگاست شرکت کنیم و حیف نشه از کفمون بره یه همچین کلاسی! خلاصه برنامه فعلا خیلی خیلی خفن شده! تازه من دوست داشتم سر کار هم برم که الان دیگه نمیخوام برم.

دوست دارم 4 ماه دیگه برگردم بیام ببینم چقدر به این عهد و پیمانم پایبند بودم!


پ.ن : دقت کردی: "برگردم بیام ببینم " سه تا فعل کنار هم شد!

پ.ن.د: آها تا یادم نرفته، دیروز یه عکس گرفتم ازین بنرهای تورهای تهران گردی! عالیه عاقا عالی! قراره با دوستان هی بریم ازین تور به اون تور، تهران نوردی!



تاریخ : سه‌شنبه 10 شهریور‌ماه سال 1394 | 19:00 | نویسنده : طراوت | نظرات (10)
.: Weblog Themes By VatanSkin :.