عاشق آدمایی هستم که به آدم آرامش میدن. اصن اینا فرشته ان نه آدم! خدا الهی زیادترشون کنه!

و بیزارم از آدمایی که موقع عصبانیت سریع صداشونو میبرن بالا و یه ریز حرف میزنن و امون نمیدن!! اینا مشکل دارن میدونم، اما مدام  تشنج بیخودی درست میکنن و انرژی منفی میدن...

سه شنبه ژورنال کلاب دارم. بالاخره نوبت به من هم رسید و میخوام از فکرش راحت شم ایشالله

دور بعدی سفرهای مارکوپلوییمون  آغاز شد به سمت گرگان قراره تو ماه عشقولانه بازی درخت ها، که به احتمال زیاد همون اواسط پاییزه بریم. وقتی همه شون هنوز وصلن به شاخه اما رنگشون زرد و قرمز و نارنجی شده...

این روزا شدیدا فکرم مشغوله و آرامش خیالم رفته دعا کن برگرده پیشم همون آرامش خیالم! ( جمله خیلی انحرافی بود، اما معنی ظاهریش معنی درستشه، درس و بقیه زندگی آرامش نذاشته در حال حاضر )

من عاشق سگ های خوشگل و گلمنگولی ام! اون پا کوتاهای نازنازی دلم برای شکر و کارامل تنگ شده. دو تا خواهر 20 روزه بودن که آوردیمشون خونمون و تا 30 روزگیشون پیش ما بودن. ولی اینقد وقت گیر بود و دردسر داشت که برگردوندیمشون و الانم از هیشکدوم خبری نیس.

خیلی مهربونن خیلی قدرشناسن . باید واسه یه عده آدم، الگو باشن این سگا!! والا



تاریخ : شنبه 10 مهر‌ماه سال 1395 | 20:21 | نویسنده : طراوت | نظرات (0)
.: Weblog Themes By VatanSkin :.