والا به خدا...آمین درود همون پروردگار بر خاله طراوت عزیز... کم پیدا شده بودی ها...
گویا شما یه چیزی میخوای که خدا نمی خواد به زبون خوش بهت بدهدش... حالا یه کم دیگه با خدا مذاکره کن اگه دیدی حرف تو گوشش نمیره تا بیام به زور ازش بگیرم برات... به هر حال خواهر زاده باید به یه دردی بخوره دیگه...
به نظر تو من اول میشم تو این قسمت نظراتت؟ چشمم آب نمیخوره...
برقرار باشی خاله...
درود و دوصد بدرود بر فرحان. اره؛ چند وقتیه که...
نه بابایه وخ تو خودتو درگیر نکنیا! خودم حلش میکنم خاله نخیر؛ زهرا جوووووونم اول شده ولی تو هم اولی فرحان(چون بچه خوبی هستی ها)
سیلاااااااام

من مخالفم طراوت جون جونی
از کجا میدونی اونی که میخوای چیز خوبیه
ممکنه عواقبش خیلی سنگین باشه هاا
بوس بوس
حالا خدا هم فک نکنم این دعارو گوش کنه
والا به خدا...آمین
درود همون پروردگار بر خاله طراوت عزیز...
کم پیدا شده بودی ها...
گویا شما یه چیزی میخوای که خدا نمی خواد به زبون خوش بهت بدهدش... حالا یه کم دیگه با خدا مذاکره کن اگه دیدی حرف تو گوشش نمیره تا بیام به زور ازش بگیرم برات...
به هر حال خواهر زاده باید به یه دردی بخوره دیگه...
به نظر تو من اول میشم تو این قسمت نظراتت؟ چشمم آب نمیخوره...
برقرار باشی خاله...
درود و دوصد بدرود بر فرحان.
یه وخ تو خودتو درگیر نکنیا! خودم حلش میکنم خاله

اره؛ چند وقتیه که...
نه بابا
نخیر؛ زهرا جوووووونم اول شده
ولی تو هم اولی فرحان(چون بچه خوبی هستی ها)
حیرانی من از سر زلف تو شروع شد
هی شانه مزن!
جان من آنجا نگران است ...
نگاهت کافیست تا دوباره در هوای
آمدنت بمیرم .....
تو همیشه دعوتی....
راس ساعت دلتنگی !!!!!
آممممممممممممممین
آخ جووووووون بالاخره یه بارم من اول شدم
تو عزیزم همیشه اولی
دلم به بهانه همیشگی گریست…بگذار بگرید وبداند هر آنچه خواست همیشه نیست
ایشاله خدا هر چی به صلاحمونه بهمون بده....
.
.
جملت باحال بود، وروجک
(
دعای دوست وروجکم بود!
ب کمکتون نیاز دارم!
دیدی حذف نشده بود؟؟؟
وبلاگو میگی زهرا جون؟
اره!فک کنم اشتباه میزدم!
حوصله ی غرغر رو هم ندارم
اما کامنت گذاشتم دیگه.
تنهایی
قشـــنگترین حس دنیاست
چون برای داشتنش نیاز به هیچـــکس نداری .... !!!
سلام وبلاگتونوباحضورگرمم نورانی میکنم.میگم دخترعمویه وخ ترشت نکنه ازین دعاهامیکنی
سلااااااااااام؛ به به دختر عمو جااان:حاااال شما؟
اگه خیلی نگرانی واسم چندتا دلستر بخر خب!
خروستو ورداشتی؟؟
اول فکر کردم یه دعای معنویه
ولی وقتی خوندم دیدم....
خیلی باخال بود
راس میگی بخدا
مردیم بابا
ولی باز نمیدونم
با خال بود؟



اره بابا؛ هی میگیم هر چی شد خوبه! نمیشه که اینطور! خسته شدیم ولا
ولی باز نمیدونم
سلام
چقد کم آپ میکنین
مشغولیناااااااااااا
اوهوم
خیلی هم!
تو خوبی عزیزم؟
نگران نباش، طوریم نمیشه!بادی نیستم که با این بیدا بلرزم
قسط بندی؟
جا برای من گنجشک زیاد است ولی ... من به درختان خیابان تو عادت دارم.
ای جانم؛ چه ناااز
سلام عزیزم من مرغموگرفتمو توروهم نمیشماسم هه هه هه هه ههههههههههههههههههههههههههههههههههه
چه جسارتا! چه جراتا! چه صمیمی شدنا!
خب تو بلاخره میخای زندگی کنی که؛نه؟
دیدی طراوت دانشجو نشدم
الهی...چرا مااادر؟
قرار شد بری که عزیزم! چی شد که نرفتی؟
خب وقت بسیار است فرزانه جوون؛ایشالا امسال
سلام عزیزم
خوبی؟
نئی دونم!
نه! من با همه خواسته هایی که دارم،ولی بازم راضی هستم به رضای خودش...چون یقینا رضای او نفع مطلقه!
سلام گلم.
منم کاملا مث تو فک میکنم!
این فقط یه جور آرزو یا دعای شوخیه
نه آمین. تو چه میدونی فردا چه خبر؟
دهه! خب گفتم که...عواقبش با خودم!
)
(خدا نمیذاره خیلی اذیت شم؛ اونم خودش درست میکنه
واااااییییییییی که چقدخندیدم واسه خواهرزاده جان میزدم تواوج گریه یهوپاهاش سیخ میشدچشاشم گرد
از همین میترسیدم که با این خروسه؛ نگارو اذیت کنی
طراوت جون جونی خودمون چطوره؟

بوس بوس
فدای زهرا جون جون جونی خودم

خیلی بامرامی عزیزم؛ پاینده باشی الهی
سلام آجی
بیا ببین
داغونم
خیلی پستت باحال بودا
منم بعضی وقتاشو موافقم
سلام اوجوبه!
چراااااااااااا؟
میسی
سلام طراوت جونیم
من اینجا کامنت دادما !!! حالا ننمیدونم تایید نشده یا کلا غیب شده
ب نظرم خدا صلاحتو بهتر میدونه بهتره بسپاری ب خودش ک چی بهت بده
کم پیدا شدی پیش ما خانمی :(
سلام نازی گلی
خوبی عزیز؟
اگه تایید نشده؛ احتمالا نظرت بهمون نرسیده! :(
با حرفت موافقم دوس جون.
حتما میام؛ یکم گرفتار شدم فعلا
سلام طراوت جونم

من فکر کنم تو این پست کامنت داده بودم نمیدونم تایید نکردیش یا کلا پریده!
البته خدا بهتر از خودت صلاحتو میدونه بهتره همه چی رو ب اون بسپاری....
دلم برات تنگ شده ...پیشم بیا
میگم چرا اینجوری شده !!
شرمنده من دو تا دوتا کامنت دادم فکر کردم اینم مثل قبلی بپره ..شرمندم
شرمنده چرا عزیزم؟ دشمنت شرمنده
سیلاااااااااااام
من اومدم
بوس
سلوووووووووووم
خوش اومدی عزیزم
گفتی دوستت دارم و من به خیابان رفتم!
فضای اتاق برای پرواز کافی نبود.
از ساعت متنفرم !


این اختراع غریب بشر که مدام ،
جای خالی حضورت را به رخ دلتنگی یادم می کشد!!
طــــــــــــــــــــــــــــــــــراوتــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
از اون حرفا زدیــــــــــــــــــــــــــــــا
راضـــــــــــــــــــــــــــــــــی جـــــــــــــــــــــــــــــون


دیگه...ازون حرفا زدن بهتر است از اون یکی حرفا زدن؛ مگه نه؟
از سرکار داری کامنت میذاری؟به کارت برس دختر!دهه!