شما با ریسمان نامریى که دیده نمىشود ولى وجود داشت و دارد، از صبح با جملات و کلمات آن جوانان بازى خوردهاید. و آنقدر اسیر این بازى بودهاید که هدف اصلى از این سفر معرفتى را از یاد بردهاید. من به جرات مىتوانم بگویم که آن جوانان از شما قوىتر بودهاند چرا که با یک ادا و اطوار ساده همه شما را تحت کنترل خود قرار دادهاند و مادامى که شما خاطره صبح را در ذهن خود یدک بکشید هرگز نمىتوانید ادعاى آزادى و استقلال فکرى داشته باشید و در نتیجه خود را شایسته نور معرفت بدانید. یاد بگیرید که در زندگى همه اتفاقات چه خوب و چه بد را در زمان خود به حال خود رها کنید و در هر لحظه فقط به خاطرات همان لحظه بیندیشید. اگر غیر از این عمل کنید، به مرور زمان حجم خاطراتى که با خود یدک میکشید آنقدر زیاد میشود که دیگر حتى فرصت یک لحظه تماشاى دنیا را نیز از دست خواهید داد.
خعلی هم زیبا :)
چن وقت یک بار خوندن این مطالب لازمه .اگه سعی کنیم اینطور رفتار کنیم میشه ملکه ذهن خیلی خوبه بهش عادت میکنیم
دقیقا همین طوره. خود من روزای اول بعد از یه اتفاقی همش ذهنم درگیره. بعد از چند روز خوب می شم و فراموش میکنم. باید تعداد این روزها رو به حداقل برسونم
.
ممنون از کامنتت
سلام جیگر خیلی ممنون بابت این پست قشنگ این مهارتا باید یادآوری بشه
خواهش می شه
.
آره دقیقا
سلام
تو این دنیایی که هر ثانیه داره 1 اتفاق جدید میفته اینکه بخوام از گذشته و خاطراتش یادی بکنم واقعا غیر قابل تحمله .
امیدوارم که همیشه خاطراتی به ذهنمون بیاد که توش 1 انرژی مثبتی نهفته است.
سلام
منم امیدوارم
چه پست زیبایی!
مییسی گلم